« August 2005 | Main | October 2006 »

September 2006 Archives

September 7, 2006

In Fire

ته سیگارت را
از عمد
روی من انداختی
و ندانستی که من
پنبه آغشته به بنزینم
داری در اقیانوس آبی آرزوهایت
شنا می‌کنی
و من همچنان تو را
در پشت هاله‌ای از دود آتشی
که خودت برافراشتی
می‌بینم

September 9, 2006

Wrong

خیلی وقته چیزی نگفته‌ام
از خودم
از «تو»
و شاید مهم‏تر، از «پیرمرد سفیدپوش»
گمش کرده‏ام
رفته است از کنارم

کمکم می‌کنید پیدایش کنم؟

September 11, 2006

Not Alone

آمدی تا
تنهاییم را از میان برداشته باشی

حالا دیگر تنها نیستم
زیرا با رفتنت
غصه با من
همراه شده است

September 13, 2006

Sorry Asked

شب تاریکیه عزیزم.
زن برگشت تا مرد بلندقدی که او را در کنار ماشینش گیرانداخته بود، ببیند.
خوب عروسک، تو چه کاره‌ای؟
دست زن یک کمان نقره‌ای رنگ بر روی گلوی مرد نقاشی کرد.
زن تیغ جراحی را روی زمین انداخت و سوار بر اتومبیل گفت: من جراح هستم.

September 14, 2006

Change

همیشه این تویی که عوض می‌شوی
و من نیز!

آری
روحم جریحه‌دار تر
شده است

September 16, 2006

Gutar

او هرگز مرا همانند گیتارش در آغوش نمی‌گیرد. سال‌هاست که بدن مرا لمس نکرده است. به درون گیتار راه پیدا خواهم کرد، تا دوباره درون دستان او قرار بگیرم. زن تمام روز را صرف تغییر شکل، صدا و همه خصوصیاتش جز آرزوی در دستان مرد قرار گرفتن کرد. سرانجام به درون گیتار رفت و منتظر ماند.
عزیزم، من اومدم! یک گیتار نو خریده‌ام! عزیزم...؟

September 17, 2006

Cold

یک استکان چای داغ، تک‌وتنها، پشت لپ‌تاپ. بخار چای تو نور لپ‌تاپ معلومه، همه چراغ‌ها جز هالوژن‌های آشپزخانه خاموشه، باد خیلی ترسناکی می‌وزه و من اصلا نمی‌خواهم این ترس را به درون خود راه دهم، یکی از شیشه‌های خانه‌ام شکسته است و این سبب سردتر شدن هوای خانه می‌شود. دارم آهنگ خیانت محسن چاوشی رو گوش می‌کنم و یاد خیلی از خاطرات گذشته می‌افتم. کمی چای می‌خورم و حالم یه خورده سر جایش می‌آید...

امشب به طور وحشتناکی استثنایی است، جایت حسابی خالی.

September 18, 2006

Again Mad

هنوز بسته کاپیتان‏بلک‏ام را پیدا نکرده‏ام
انگار کسی بخواهد با من بازی کند
پنهانش کرده و جایش را به من نمی‏گوید

تاریخ انقضای قلبم دارد به سر می‏رسد

پسرک اسکیمو را امروز صبح در جنگل دیدم
بالاخره او هم از آنجا فرار کرد -می‏دانستم-

نیازی به گفتن است؟
هه‏هه، تنها بازمانده‏ی اجداد سیسیلی!

می‏دونی چیه؟
امشب دلم بدجوری مستی می‏خواد

September 20, 2006

Bubble Hubble

می‌خواستم امشب برای جفتمان خاطره شود
خاطره‌ای بی‌نظیر
اما نخواستی
عیب ندارد

September 21, 2006

Prizes

و این هم لیست افتخارات بنده:

  • اولین مارمولکی که توانسته وبلاگ بنویسد
  • جزء نخستین ۱۰ دوقولوی متولد شده در دنیا
  • یکی از توسعه‌دهندگان زبان پراستفاده PHP برای راحتی کاربران ایرانی
  • ایمیل زدن به Jason Shellen و دریافت یک عدد اکانت جی‌میل
  • مشاهده بیش از ۱۰ بار فیلم‌های ماتریکس
  • دارای ماشین BMW X3 در خواب (البته بعضی اوقات)
  • عاشق و کشته‌مرده جانی‌دپ
  • استاد درجه یک تعطیل کردن وبلاگ بعد از یک‌ماه آپدیت کردن
  • دارای چند عدد چک برگشتی
  • جوانترین مارمولک جهان (و کهکشان راه‌شیری)
  • هنوز مجرد
  • نماینده رسمی بیل‌گیتس در ایران
  • بتاتستر کلیه نرم‌افزارهای ۳۲بیتی و ۶۴بیتی
  • دارای لپ‌تاپی با چهار سیستم عامل
  • بو ندادن جوراب بعد از ۱۲ ساعت پیاده‌روی پی‌درپی با دمپایی
  • استاد دایره‌دادن با دود قلیون به صورت تک‌حلقه‌ای و دوحلقه‌ای
  • مشاهده احسانیکس از نزدیک
  • دارای یک عدد کیبورد و ماوس فراسو از نوع بی‌سیم
  • دارای گوشی 6630
  • استفاده از فایرفاکس برای گشت‌زنی در اینترنت
  • مشاهده کارتون تام‌وجری، هر روز صبح قبل از رفتن به مدرسه
  • طرفدار پروپاقرص محسن چاوشی
  • گذران با یک لباس به مدت چندسال‌و نیم به علت نبود سایز لباس xs برای اینجانب
  • نوشتن جزوه‌های دانشگاهی با انواع خودکارهای رنگی
  • نصب سیستم مووبل‌تایپ در سه سوت
  • شکاندن انواع قفل‌های نرم‌افزاری موجود بر روی سی‌دی و تکثیر غیر مجاز آن‌ها
  • ارتباط بسیار مستمر با شبکه جهانی اینترنت به مدت ١ ماه و ١٠ روز و ٢٠ ساعت و دریافت ١٣٠ گیگ اطلاعات

مثل اینکه به یک عدد وبلاگ‌نویس با بهترین افتخارات، می‌خوان ریو بدن، واسه همین لیست رو دارم تکمیل می‌کنم!

September 22, 2006

Too Far

بگذار از دورتر نگاهت کنم
تا نگاهم
تمام وجودت را در برگیرد

September 24, 2006

From your heart

همانند آبی که از شیر چکه می‌کند
چکه می‌کنم
از قلب تو
تا تمام شوم

September 25, 2006

Hubble Bubble

با توجه به ایمیل‌های دریافتی، بهترین افتخار اینجانب مشخص شد (با تشکر از همگان!)

«استاد دایره‌دادن با دود قلیون به صورت تک‌حلقه‌ای و دوحلقه‌ای»

یه چیز جالبی که به نظرم رسید، اینه که وبلاگ‌نویسانی که با قلیون حال‌و‌حول می‌کنند، یه سر برن http://ghelyoon.net و اسمشون رو ثبت کنند، این آمار برای قرار گذاشتن خیلی خوبه، فرض کنید ٣٠ تا وبلاگ‌نویس قلیونی، پاشن برن سفره‌خونه قلیون بکشن! آخ که چه حالی می‌ده! مخصوصا اینکه ماه رمضون هم هست و این عکس علی منو بدجوری هوایی کرد.

اونایی هم که با این ایده حال کردن، لطفا یک لینک بدن، نظراتتون رو هم حتما بگین، مرسی.

September 28, 2006

See

بگذار نکاهت کنم
آن‌چنان که چشمانم می‌خواهند
-مبادا چشمانم را ببندی-

September 29, 2006

Ghelyoon.net

آقا دوستان این چند روزه کلی هوای این بچه ما رو داشتن و ما کلی از این بابت خرسندیم و حالمون سر جاش که اومده هیچ، شدیدا هم زده بالا! امروز یه دستی بهش کشیدم، هم ظاهر سایت رو عوض کردم و هم یه چیزایی راجع به قلیون نوشتم، حتما برید بخونید. اگر هم چیزی به ذهنتون می‌رسه که فکر می‌کنید بهتر می‌شه، اصلا دریغ نکنید. به یک گرافیست خوش‌مرام هم احتیاج داریم که برای اون بالای سایت، با طرز زیبایی بنویسه «قلیان». ممنون و متشکر.

About September 2006

This page contains all entries posted to مارمولک in September 2006. They are listed from oldest to newest.

August 2005 is the previous archive.

October 2006 is the next archive.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35