به خدا هنوز زندهام!
حسابی در گیر کتابم هستم و برای همین آپدیت کردن که سهله، شام خوردن هم دارم فراموش میکنم. دومین فصل کتابم رو هم نوشتم. یکی از دوستام هم قرار شده طراحی روی جلد کتاب، و طراحیهای داخلی صفحات رو بر عهده بگیره، دوستم، قویترین گرافیستی که من تا حالا تو عمرم دیدم.
بعد از سالها رفتم تو سایت پرشینبلاگ، خواستم برم تو اکانتم. دیدم پسورد رو فراموش کردم و آدرس ایمیلی هم که اون موقعها وارد کرده بودم، الان سالهاست که منسوخ شده و توسط یاهو بسته شده. از حافظه خوبم، تونستم پسورد ایمیلم رو به خاطر بیارم (خداییش خودم کف کردم)، و خلاصه پسورد اکانت پرشینبلاگمون رو پیدا کردم. داشتم آرشیوها رو میخوندم، کلی ذوقمرگ شدم. هیچی مثل نظرات دوستات بهت حال نمیده وقتی که داری آرشیو مطالبت رو میخونی، اینکه دوستان فعلیت، اون موقعها چگونه باهات برخورد میکردند و آیا صمیمیتر شدهاند یا غریبهتر.
هرچی سعی کردم اینرو اینجا ننویسم به جان خودم نتونستم. بابا، برنامهنویس حرفهای سایت پرشینبلاگ (و احتمالا حومه!)، اسم این تکنولوژی جدید رو گذاشتن ajax، یعنی فراخوانی دادهها به صورت asynchronous، یعنی اینکه وقتی رو یه لینکی کلیک میکنی تا بره یکسری اطلاعات از یهجا دیگه بخونه، ماوس کاربر بدبخت فریز نشه، اینجوری که تو کار کردی، و ماوس هی فریز میشه با هر کلیک، از تکنولوژی sjax استفاده کردی که نه وجود خارجی داره، نه اینکه دو زار هم نمیارزه.
میترسم کمکم این ماه تموم شه و قرار وبلاگی هم پر شه! گفتم آمادگی داشته باشید.
با تمامی روشنفکریهایمان و وجود فمینیستهای مختلف دور و برمان، انصافی این جمله قشنگ بود: «یه خورده به فكر زندگی آیندهتون باشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون کثیف میشید.» البته بستگی به دست هم دارهها!
راستی کسی نمیخواد داتکام شه؟ قیمتها رو دقیقا نصف کردیم :)
-و حالا بدون رقیب-
Comments (20)
سلام من دوست دارم دات كام بشم بدون هيچ هزينه اي !!سراغ داريد شما آيا؟
Posted by شيرين | November 8, 2006 2:19 PM
Posted on November 8, 2006 14:19
ها پس زندهای !
حیف شد!
Posted by هدیه | November 8, 2006 3:58 PM
Posted on November 8, 2006 15:58
بابا!!!
Posted by راشنو | November 8, 2006 4:50 PM
Posted on November 8, 2006 16:50
اين دوست گرافيست شما كيه .. من خيلي علاقه پيدا كردم با ايشون آشنا بشم!
راستي كتاب چي داري مينويسي .. جناب نويسنده
Posted by پيامبر وب نويس | November 8, 2006 8:31 PM
Posted on November 8, 2006 20:31
سلام...
مارمولك عزيز...
اول اينكه قالب وبلاگت عاليه.
دوم يه سوال: تو با اون رضا مارمولك معروف نسبتي داري؟
راستي جف از ناف اصفهانيه. ممنون از ابراز لطف كلي و عوامانت.
جف به روزه.
به زي...
Posted by jef | November 9, 2006 6:52 AM
Posted on November 9, 2006 06:52
مجتبي اين وبلاگ توئه؟ زير آبي ميري. شايدم من حواسم نبوده. تا حالا فكر ميكردم اينجا مال يه دوست ناشناسه.
Posted by احسان | November 9, 2006 3:15 PM
Posted on November 9, 2006 15:15
مجتبي كيه ديگه ؟!
عشق است مارمولك مگه نه !!!
Posted by پيامبر وب نويس | November 9, 2006 3:43 PM
Posted on November 9, 2006 15:43
یه قیمت بده شاید مشتری شدیم!!
Posted by مهتاب | November 9, 2006 7:57 PM
Posted on November 9, 2006 19:57
AUTHOR:
EMAIL:
IP:
URL: #
DATE: 11/10/2006 04:58:19 PM
Posted by Anonymous | November 10, 2006 4:58 PM
Posted on November 10, 2006 16:58
حالا داری کتاب می نویسی خودت رو نفله نکن... گام به گام و پیوسته. ده تا هندونه که آدم بر نمی داره.(یکی به خودم بگه:))
Posted by پژمان | November 10, 2006 11:01 PM
Posted on November 10, 2006 23:01
چرا قول ميدي !! وقي كه ... :دي بعد يادت ميره - پس اين قرار بروبچ قيلوني چي شد !!
هان !!!
Posted by مهدي | November 11, 2006 1:38 AM
Posted on November 11, 2006 01:38
دوستان عزیز به عنوان مدیر برنامه های مارمولک عزیز :
خدمت شما عرض کنم که در حال حاضر مارمولک عزیز به شدت غرق کار و زندگی شده و به این زودی ها وقتش آزاد نمیشه ...
در روزهای آتی شاید ...
اینه !
Posted by پیامبر وب نویس | November 11, 2006 11:29 AM
Posted on November 11, 2006 11:29
منم مث شیرین:)) خسته هم نباشید..در ضمن..اگ آخر این کتابه کلی پول بهت میرسه من اجازه میدم بری بنویسی ش و فعلا اینجا نیای...پول مهم تر نه؟!!!
Posted by Veroneeque | November 11, 2006 4:40 PM
Posted on November 11, 2006 16:40
سرتون حسابی شلوغه دیگه!
لینکت رو گذاشتم تو بلاگ
وقت کردی سر بزن (:
Posted by روشنک | November 11, 2006 5:25 PM
Posted on November 11, 2006 17:25
سلام
کتاب می نویس کمک نمی خواهی؟
دوست دارم همیشه به من سر بزنی با وجود اینکه می دونم سرت شلوغه ... لااقل مواظب سلامتیت باش.......
ادم وقتی زنده هست می تونه کار انجام بده و لذت اون ببره پس قوایت را تقسیم کن زیاد هم حمام نرو.....
Posted by lمریم | November 11, 2006 10:37 PM
Posted on November 11, 2006 22:37
کتاب چی مینویسی مارمولک؟
Posted by گناهکار | November 13, 2006 10:33 PM
Posted on November 13, 2006 22:33
فكر كنم وقتش شده كه باز بگي زنده اي!
Posted by شيرين | November 14, 2006 12:23 PM
Posted on November 14, 2006 12:23
ای بابا یه قیمت خواستیماااااااااا
Posted by مهتاب | November 14, 2006 6:35 PM
Posted on November 14, 2006 18:35
سلام دوست عزیز
یه وقتی هم واسه دوستان گذاشتن بد نیست. درضمن بهتون لینک دادم خوشحال میشم سربزنین.
Posted by باران بهاری | November 15, 2006 11:15 AM
Posted on November 15, 2006 11:15
گويی پدر ژپتوی نجٌار
از سرما
پينوكيوی عزيزش را
در اُجاق می سوزاند
اينگونه كه تو مرا .
Posted by Anonymous | November 15, 2006 1:09 PM
Posted on November 15, 2006 13:09